دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی exterminate به فارسی
ریشهکن کردن، نابود کردن، از بین بردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin exterminatus, from ex- (thoroughly) + terminare (to finish).
فعل
- سومشخص مفرد
- exterminates
- وجه وصفی حال
- exterminating
- گذشته ساده
- exterminated
- اسم مفعول
- exterminated
ریشهکن کردن، نابود کردن، از بین بردن
To kill or otherwise permanently eliminate all of (a population of pests or undesirables), usually intentionally.
We'll use poison to exterminate the rats.
برای از بین بردن موشها از سم استفاده خواهیم کرد.
مترادفها: annihilate، eradicate
پایان دادن، به کلی از بین بردن
To bring a definite end to; to finish completely.
The public school failed to exterminate truancy.
مدرسه دولتی نتوانست غیبت را ریشهکن کند.
مترادفها: stamp out
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه exterminate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.