دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی exterminate به فارسی

ریشه‌کن کردن، نابود کردن، از بین بردن

بریتانیایی: /ɪkˈstɜː.mɪ.neɪt/ آمریکایی: /ɪkˈstɝː.mə.neɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin exterminatus, from ex- (thoroughly) + terminare (to finish).

فعل

سوم‌شخص مفرد
exterminates
وجه وصفی حال
exterminating
گذشته ساده
exterminated
اسم مفعول
exterminated
۱.

ریشه‌کن کردن، نابود کردن، از بین بردن

گذرا

To kill or otherwise permanently eliminate all of (a population of pests or undesirables), usually intentionally.

We'll use poison to exterminate the rats.

برای از بین بردن موش‌ها از سم استفاده خواهیم کرد.

مترادف‌ها: annihilate، eradicate

۲.

پایان دادن، به کلی از بین بردن

گذرا

To bring a definite end to; to finish completely.

The public school failed to exterminate truancy.

مدرسه دولتی نتوانست غیبت را ریشه‌کن کند.

مترادف‌ها: stamp out

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه exterminate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.