دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی extent به فارسی

گستردگی، وسعت، پهناوری، فراخی

بریتانیایی: /ɪkˈstent/ آمریکایی: /ɪkˈstent/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English extente, from Anglo-Norman extente, from Latin extentus.

اسم

جمع
extents
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

گستردگی، وسعت، پهناوری، فراخی

The space, area, volume, etc., to which something extends.

The extent of his knowledge of the language is a few scattered words.

گستردگی دانش او از این زبان چند کلمه‌ی پراکنده است.

۲.

دامنه، حد، میزان

A range of values or locations.

The full extent of the damages is not yet known.

میزان دقیق آسیب‌های وارده هنوز تعیین نشده است.

۳.

بخش پیوسته‌ای از حافظه در یک سیستم فایل

رایانش

A contiguous area of storage in a file system.

The file system allocates extents for large files.

سیستم فایل برای فایل‌های بزرگ بخش‌های پیوسته اختصاص می‌دهد.

۴.

حکم توقیف و ارزیابی ملک بدهکار به نفع تاج

حقوقبریتانیاتاریخی

A writ directing the sheriff to seize the property of a debtor for the recovery of debts due to the Crown.

An extent was issued, directing the sheriff to seize and value the debtor's property for the Crown.

حکمی صادر شد که ارگان شريف توقیف اموال بدهکار و ارزیابی آن‌ها را برای تاج هدایت کند.

صفت

۵.

گسترده

منسوخ

Extended.

The extent walls of the old fortress rose high, a sign of the keep’s extent defense.

دیوارهای وسیع دژ قدیمی به بلندی سر کشیده شد، نشانهٔ دفاع گستردهٔ قلعه.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

to some extentto a certain extent

۶.

تا اندازه‌ای، تا مقداری

Partly, but not completely.

To some extent, I agree with you.

تا اندازه‌ای با تو موافقم.

to such an extent

۷.

تا به آن حد که، آن قدر که

To the degree that.

Her health deteriorated to such an extent that she had to be hospitalized.

سلامتی او به حدی تحلیل رفت که لازم شد او را در بیمارستان بستری کنند.

to the extent of

۸.

تا حد، تا سرحد

To the point or degree of.

We will defend our rights even to the extent of giving our lives.

ما حتی به قمیت از دست دادن جانمان از حقوق خود دفاع خواهیم کرد.

to the extent that

۹.

به حدی که، به طوری که

To the degree that; so much that.

They lost money to the extent that they decided to close the shop.

آنها به حدی ضرر کردند که تصمیم گرفتند مغازه را ببندند.

to what extent

۱۰.

تا چه اندازه‌؟، به چه مقدار؟

How much; to what degree.

To what extent are you willing to help?

تا چه اندازه حاضر به کمک هستی؟

عبارت‌های مرتبط

to what extent
تا چه اندازه‌؟، به چه مقدار؟
to the extent of
تا حد، تا سرحد
to such an extent
تا به آن حد که، آن قدر که
to the extent that
به حدی که، به طوری که
to some extentto a certain extent
تا اندازه‌ای، تا مقداری

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه extent را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.