دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی eradicate به فارسی

ریشه کن کردن، از ریشه درآوردن

بریتانیایی: /ɪˈræd.ɪ.keɪt/ آمریکایی: /ɪˈræd.ɪ.keɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin eradicare, from e- (out) + radix (root).

فعل

سوم‌شخص مفرد
eradicates
وجه وصفی حال
eradicating
گذشته ساده
eradicated
اسم مفعول
eradicated
۱.

ریشه کن کردن، از ریشه درآوردن

گذرا

To pull up by the roots.

It is hard to eradicate some weeds.

ریشه کن کردن برخی از علف‌های هرزه مشکل است.

مترادف‌ها: root up، uproot

متضادها: radicate

۲.

نابود کردن، از بین بردن

گذرا

To destroy completely; to put an end to.

Smallpox was globally eradicated in 1980.

آبله در سال ۱۹۸۰ در سراسر جهان ریشه‌کن شد.

مترادف‌ها: annihilate، eliminate، exterminate، extirpate

متضادها: encourage، foster، introduce، protect

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه eradicate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.