دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی extermination به فارسی
نابودی کامل، ریشهکنی، از بینبردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French extermination, from Latin exterminatio.
اسم
- جمع
- exterminations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
نابودی کامل، ریشهکنی، از بینبردن
The act of exterminating; total destruction or eradication.
The extermination of weeds from a field requires careful planning.
ریشهکنی علفهای هرز از یک مزرعه نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
مترادفها: excision
حذف، از میان برداشتن
Elimination.
The extermination of error is a gradual process.
از میان برداشتن خطا فرآیندی تدریجی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه extermination را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.