دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی experiential به فارسی
تجربی، علمی، تجربتی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin experientialis, from experientia + -alis.
صفت
- صفت تفضیلی
- more experiential
- صفت عالی
- most experiential
تجربی، علمی، تجربتی
Of, related to, encountered in, or derived from experience.
The workshop provided an experiential learning opportunity for all participants.
این کارگاه فرصتی برای یادگیری تجربی برای همه شرکتکنندگان فراهم کرد.
متضادها: nonexperiential، unexperiential، theoretical
واژههای خاصتر: anecdotal
واژههای همرده: superempirical
واژههای مرتبط: empirical
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه experiential را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.