دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی experiential به فارسی

تجربی، علمی، تجربتی

بریتانیایی: /ɪkˌspɪə.riˈen.ʃəl/ آمریکایی: /ɪkˌspɪr.iˈen.ʃəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin experientialis, from experientia + -alis.

صفت

صفت تفضیلی
more experiential
صفت عالی
most experiential
۱.

تجربی، علمی، تجربتی

Of, related to, encountered in, or derived from experience.

The workshop provided an experiential learning opportunity for all participants.

این کارگاه فرصتی برای یادگیری تجربی برای همه شرکت‌کنندگان فراهم کرد.

متضادها: nonexperiential، unexperiential، theoretical

واژه‌های خاص‌تر: anecdotal

واژه‌های هم‌رده: superempirical

واژه‌های مرتبط: empirical

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه experiential را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.