دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی experienced به فارسی
با تجربه، کارکشته، کارآزموده، مجرب
بریتانیایی: /ɪkˈspɪəriənst/ آمریکایی: /ɪkˈspɪriənst/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
۱.
با تجربه، کارکشته، کارآزموده، مجرب
Having had much experience in a particular field or in life; skilled or knowledgeable through experience.
an experienced teacher
معلم با تجربه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه experienced را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.