دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی empirical به فارسی

تجربی، مبتنی بر تجربه و مشاهده

بریتانیایی: /ɪmˈpɪr.ɪ.kəl/ آمریکایی: /emˈpɪr.ɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From empiric + -al.

صفت

صفت تفضیلی
more empirical
صفت عالی
most empirical
۱.

تجربی، مبتنی بر تجربه و مشاهده

Pertaining to or based on experience, often in contrast with theoretical explanation.

The lengths were calculated according to the empirical rules of the trade.

طول‌ها بر اساس قوانین تجربی حرفه محاسبه شدند.

متضادها: theoretical

۲.

قابل اثبات از طریق آزمایش علمی

فلسفه علم

Verifiable by means of scientific experimentation.

The scientist relied on empirical evidence to support her theory.

دانشمند برای حمایت از نظریه‌اش به شواهد تجربی متکی بود.

متضادها: anecdotal، theoretical

اسم

جمع
empiricals
۳.

نتیجه یا اندازه‌گیری تجربی

A measurement or result achieved by empirical means.

The empiricals from the experiment were recorded.

نتایج تجربی از آزمایش ثبت شدند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه empirical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.