دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی introduce به فارسی

معرفی کردن، آشنا کردن

بریتانیایی: /ˌɪn.trəˈdʒuːs/ آمریکایی: /ˌɪn.trəˈduːs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin intrōdūcō, from Proto-Indo-European *h₁énteros and *dewk-.

فعل

سوم‌شخص مفرد
introduces
وجه وصفی حال
introducing
گذشته ساده
introduced
اسم مفعول
introduced
۱.

معرفی کردن، آشنا کردن

گذرا

To cause someone to be acquainted with someone else.

Let me introduce you to my friends.

بگذارید شما را به دوستانم معرفی کنم.

۲.

شناساندن، ارائه کردن، معرفی کردن

گذرا

To make something or someone known by formal announcement or recommendation.

The senator plans to introduce the bill in the next session.

سناتور قصد دارد لایحه را در جلسه بعد ارائه کند.

مترادف‌ها: announce

۳.

وارد کردن، افزودن به

گذرا

To add something to a system, mixture, or container.

Various pollutants were introduced into the atmosphere.

آلاینده‌های مختلفی وارد جو شدند.

۴.

رایج کردن، باب کردن، به کار گرفتن

گذرا

To bring something into practice.

Wheeled transport was introduced long ago.

حمل‌ونقل چرخ‌دار مدت‌ها پیش رایج شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه introduce را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.