دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی introduce به فارسی
معرفی کردن، آشنا کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin intrōdūcō, from Proto-Indo-European *h₁énteros and *dewk-.
فعل
- سومشخص مفرد
- introduces
- وجه وصفی حال
- introducing
- گذشته ساده
- introduced
- اسم مفعول
- introduced
معرفی کردن، آشنا کردن
To cause someone to be acquainted with someone else.
Let me introduce you to my friends.
بگذارید شما را به دوستانم معرفی کنم.
شناساندن، ارائه کردن، معرفی کردن
To make something or someone known by formal announcement or recommendation.
The senator plans to introduce the bill in the next session.
سناتور قصد دارد لایحه را در جلسه بعد ارائه کند.
مترادفها: announce
وارد کردن، افزودن به
To add something to a system, mixture, or container.
Various pollutants were introduced into the atmosphere.
آلایندههای مختلفی وارد جو شدند.
رایج کردن، باب کردن، به کار گرفتن
To bring something into practice.
Wheeled transport was introduced long ago.
حملونقل چرخدار مدتها پیش رایج شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه introduce را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.