دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی erroneous به فارسی
غلط، اشتباهآمیز، نادرست
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French erroneux, from Latin erroneus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more erroneous
- صفت عالی
- most erroneous
غلط، اشتباهآمیز، نادرست
Containing an error; inaccurate.
His answer to the sum was erroneous.
پاسخ او به مسئله غلط بود.
مترادفها: inaccurate، incorrect، wrong
نادرست، خطاآمیز، مبتنی بر اشتباه
Derived from an error; fallacious.
His conclusion was erroneous, since it was based on a false assumption.
نتیجهگیری او اشتباه بود، زیرا بر پایه فرض نادرستی استوار بود.
مترادفها: fallacious، false، faulty، flawed
اشتباهکرده، در اشتباه
Mistaken.
Her choice at the line-up proved to be erroneous, as she had only seen the mugger for an instant.
انتخاب او در صف شناسایی اشتباه از آب درآمد، زیرا او فقط برای یک لحظه سارق را دیده بود.
مترادفها: mistaken، wrong
سرگردان، بیثبات
Wandering; erratic.
The erroneous wanderer kept to no road, slipping from village to village as the moon rose.
آن آوارهٔ سرگردان به هیچ راهی پایبند نبود و از روستا به روستا میگذشت در حالی که ماه بالا میآمد.
منحرف از الزامات قانون، اما بدون فقدان اختیار قانونی، بنابراین غیرقانونی نیست
Deviating from the requirements of the law, but without lack of legal authority, thus not illegal.
If, while having the power to act, one commits error in the exercise of that power, he acts erroneously.
اگر کسی ضمن داشتن اختیار عمل، در اعمال آن اختیار مرتکب خطا شود، بهطور خطاآمیز عمل کرده است.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه erroneous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.