دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی equality به فارسی
برابری، مساوات
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: æquality archaic
ریشهشناسی
From Middle French equalité, from Latin aequālitās.
اسم
- جمع
- equalities
- شمارشپذیری
- usually uncountable
برابری، مساوات
The fact of being equal.
equality of size
برابری اندازه
مترادفها: equivalence، parity
متضادها: difference، inequality
تساوی، همارزی
The fact of being equal, of having the same value.
The equality of the two expressions is obvious.
تساوی دو عبارت واضح است.
برابری حقوق، مساوات اجتماعی
The equal treatment of people irrespective of social or cultural differences.
The new law aims to promote equality among all citizens.
قانون جدید هدف دارد تا برابری را بین همه شهروندان ترویج دهد.
متضادها: discrimination، inequality
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه equality را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.