دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی equality به فارسی

برابری، مساوات

بریتانیایی: /iˈkwɒl.ə.ti/ آمریکایی: /iˈkwɑː.lə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: æquality archaic

ریشه‌شناسی

From Middle French equalité, from Latin aequālitās.

اسم

جمع
equalities
شمارش‌پذیری
usually uncountable
۱.

برابری، مساوات

The fact of being equal.

equality of size

برابری اندازه

مترادف‌ها: equivalence، parity

متضادها: difference، inequality

۲.

تساوی، هم‌ارزی

ریاضیات

The fact of being equal, of having the same value.

The equality of the two expressions is obvious.

تساوی دو عبارت واضح است.

۳.

برابری حقوق، مساوات اجتماعی

The equal treatment of people irrespective of social or cultural differences.

The new law aims to promote equality among all citizens.

قانون جدید هدف دارد تا برابری را بین همه شهروندان ترویج دهد.

متضادها: discrimination، inequality

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه equality را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.