دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی equivalence به فارسی

شرایط برابر یا اساساً مساوی بودن

بریتانیایی: /ɪˈkwɪv.əl.əns/ آمریکایی: /ɪˈkwɪv.əl.əns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: æquivalence obsolete

ریشه‌شناسی

From French équivalence, from Medieval Latin aequivalentia.

اسم

جمع
equivalences
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

شرایط برابر یا اساساً مساوی بودن

uncountable

The condition of being equivalent or essentially equal.

The equivalence of paper money and coins is widely accepted.

برابری اسکناس و سکه به طور گسترده پذیرفته شده است.

۲.

رابطه‌ی هم‌ارزی؛ رابطه‌ای که بازتابی، متقارن و متعدی است

countableریاضیات

An equivalence relation; a relation that is reflexive, symmetric, and transitive.

The teacher explained the equivalence between the two mathematical expressions.

معلم هم‌ارزی بین دو عبارت ریاضی را توضیح داد.

۳.

هم‌ارزی منطقی، رابطه بین دو گزاره که هر دو درست یا هر دو نادرست هستند

uncountableمنطق

The relationship between two propositions that are either both true or both false.

In logic, equivalence means two statements have the same truth value.

در منطق، هم‌ارزی به این معنی است که دو عبارت ارزش حقیقتی یکسان دارند.

۴.

مقدار قدرت ترکیب‌پذیری یک اتم، که بر حسب واحد هیدروژن بیان می‌شود؛ ظرفیت

uncountableشیمی

The quantity of the combining power of an atom, expressed in hydrogen units; valency.

In chemistry, the equivalence of two compounds means they can react in the same proportion.

در شیمی، هم‌ارزی دو ترکیب به این معنی است که آن‌ها می‌توانند به همان نسبت واکنش دهند.

۵.

عملگر هم‌ارزی بولی، XNOR

countableریاضیات

A Boolean operation that is TRUE when both input variables are TRUE or both are FALSE; the XNOR function.

The equivalence gate outputs true when both inputs are the same.

گیت هم‌ارزی زمانی خروجی درست می‌دهد که هر دو ورودی یکسان باشند.

۶.

هم‌ارزی در نظریه‌ی برخورد، عددی که یک واریته با بعد مثبت را به صورت تعداد متناهی نقطه نشان می‌دهد

countableهندسه

A number in intersection theory representing a positive-dimensional variety as if it were a finite number of points.

The equivalence of the curve was computed using intersection theory.

هم‌ارزی منحنی با استفاده از نظریه‌ی برخورد محاسبه شد.

۷.

درجه‌ای که یک اصطلاح یا متن در یک زبان از نظر معنایی مشابه معادل ترجمه‌شده‌اش است

uncountableمطالعات ترجمه

The degree to which a term or text in one language is semantically similar to its translated counterpart.

Achieving equivalence in translation is often challenging.

دستیابی به هم‌ارزی در ترجمه اغلب چالش‌برانگیز است.

فعل

سوم‌شخص مفرد
equivalences
وجه وصفی حال
equivalencing
گذشته ساده
equivalenced
اسم مفعول
equivalenced
۸.

برابر یا مساوی بودن با؛ متعادل کردن

گذرا

To be equivalent or equal to; to counterbalance.

The benefits equivalence the costs.

مزایا با هزینه‌ها برابری می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه equivalence را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.