دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی equivalence به فارسی
شرایط برابر یا اساساً مساوی بودن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: æquivalence obsolete
ریشهشناسی
From French équivalence, from Medieval Latin aequivalentia.
اسم
- جمع
- equivalences
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
شرایط برابر یا اساساً مساوی بودن
The condition of being equivalent or essentially equal.
The equivalence of paper money and coins is widely accepted.
برابری اسکناس و سکه به طور گسترده پذیرفته شده است.
رابطهی همارزی؛ رابطهای که بازتابی، متقارن و متعدی است
An equivalence relation; a relation that is reflexive, symmetric, and transitive.
The teacher explained the equivalence between the two mathematical expressions.
معلم همارزی بین دو عبارت ریاضی را توضیح داد.
همارزی منطقی، رابطه بین دو گزاره که هر دو درست یا هر دو نادرست هستند
The relationship between two propositions that are either both true or both false.
In logic, equivalence means two statements have the same truth value.
در منطق، همارزی به این معنی است که دو عبارت ارزش حقیقتی یکسان دارند.
مقدار قدرت ترکیبپذیری یک اتم، که بر حسب واحد هیدروژن بیان میشود؛ ظرفیت
The quantity of the combining power of an atom, expressed in hydrogen units; valency.
In chemistry, the equivalence of two compounds means they can react in the same proportion.
در شیمی، همارزی دو ترکیب به این معنی است که آنها میتوانند به همان نسبت واکنش دهند.
عملگر همارزی بولی، XNOR
A Boolean operation that is TRUE when both input variables are TRUE or both are FALSE; the XNOR function.
The equivalence gate outputs true when both inputs are the same.
گیت همارزی زمانی خروجی درست میدهد که هر دو ورودی یکسان باشند.
همارزی در نظریهی برخورد، عددی که یک واریته با بعد مثبت را به صورت تعداد متناهی نقطه نشان میدهد
A number in intersection theory representing a positive-dimensional variety as if it were a finite number of points.
The equivalence of the curve was computed using intersection theory.
همارزی منحنی با استفاده از نظریهی برخورد محاسبه شد.
درجهای که یک اصطلاح یا متن در یک زبان از نظر معنایی مشابه معادل ترجمهشدهاش است
The degree to which a term or text in one language is semantically similar to its translated counterpart.
Achieving equivalence in translation is often challenging.
دستیابی به همارزی در ترجمه اغلب چالشبرانگیز است.
فعل
- سومشخص مفرد
- equivalences
- وجه وصفی حال
- equivalencing
- گذشته ساده
- equivalenced
- اسم مفعول
- equivalenced
برابر یا مساوی بودن با؛ متعادل کردن
To be equivalent or equal to; to counterbalance.
The benefits equivalence the costs.
مزایا با هزینهها برابری میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه equivalence را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.