دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی parity به فارسی
برابری، تساوی، همارزی، همترازی، موازنه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Middle French parité, from Late Latin paritas, from Latin pār (equal).
اسم
- جمع
- parities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
برابری، تساوی، همارزی، همترازی، موازنه
Equality; comparability of strength or intensity.
Women are demanding parity with men.
زنها خواهان برابری با مردها هستند.
متضادها: chirality
دوتایگی، زوجیت؛ مجموعهای که اعضای آن به دو زیرمجموعه مجزا تعلق دارند
A set with the property of having all of its elements belonging to one of two disjoint subsets, especially a set of integers split into even and odd elements.
Parity is always preserved in such operations.
دوتایگی همیشه در چنین عملیاتی حفظ میشود.
طبقهبندی یک عضو از مجموعهای با دوتایگی به یکی از دو زیرمجموعه
The classification of an element of a set with parity into one of the two sets.
The particles' parities can switch at random.
دوتایگی ذرات میتواند تصادفی تغییر کند.
همسنگی، توازن؛ تعداد بیتهای یک در یک مقدار که به زوج یا فرد کاهش مییابد
The count of one bits in a value, reduced to even or odd or zero or one.
Parity checking is used for error detection.
بررسی همسنگی برای تشخیص خطا استفاده میشود.
پارینه، همالی؛ تقارن برهمکنشها تحت وارونگی فضایی
Symmetry of interactions under spatial inversion.
In physics, parity refers to the symmetry of wave functions.
در فیزیک، پارینه به تقارن توابع موج اشاره دارد.
آخرین حرکت در یک بخش مشخص از صفحه در بازی ریورسی
In reversi, the last move within a given sector of the board.
He won by securing parity in the corner.
او با تضمین آخرین حرکت در گوشه برنده شد.
همانندی، تشابه
Resemblance; analogy.
There is a parity between the two cases.
بین این دو مورد همانندی وجود دارد.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Latin paritas, from pariō (give birth).
اسم
- جمع
- parities
- شمارشپذیری
- countable
زادآوردگی، تعداد زایمانهای موفق تا سن حاملگی قابل دوام
The number of delivered pregnancies reaching viable gestational age, usually between 20-28 weeks.
The doctor noted the parity of the patient, as she had given birth twice before.
پزشک زادآوردگی بیمار را یادداشت کرد، زیرا او قبلاً دو بار زایمان کرده بود.
تعداد زایمانهای یک خوک ماده
The number of times a sow has farrowed.
The sow's parity affects piglet survival.
تعداد زایمانهای خوک ماده بر بقای خوکچه تأثیر میگذارد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه parity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.