دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی discrimination به فارسی

شناخت تفاوت، فرورگری، نکته‌سنجی

بریتانیایی: /dɪˌskrɪm.ɪˈneɪ.ʃən/ آمریکایی: /dɪˌskrɪm.əˈneɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin discrīminātiō, from discrīmināre (to distinguish).

اسم

جمع
discriminations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

شناخت تفاوت، فرورگری، نکته‌سنجی

The act of recognizing or noting differences; discernment.

These computers are capable of sound and shape discrimination.

این کامپیوترها قادر به شناختن فرق بین صدا و شکل می‌باشند.

مترادف‌ها: differentiation

۲.

تبعیض (به ویژه نژادی یا جنسی)، برتری بی‌جا، نارواگزینی

Differential treatment of an individual or group to their disadvantage; prejudice based on category.

Discrimination on the basis of race or religion or gender is against the law.

تبعیض بر مبنای نژاد یا مذهب یا جنسیت خلاف قانون است.

۳.

خوش‌سلیقگی، خبرگی، شعور

The quality of being discriminating; good taste or judgment.

He showed discrimination in his choice of clothes.

او در انتخاب جامه خوش‌سلیقگی و خبرگی نشان داد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

discrimination against (or in favor of) someone

۴.

تبعیض برعلیه (یابرله) کسی

Unfair treatment of someone based on a characteristic, or favorable treatment.

The company was accused of discrimination against older workers.

شرکت به تبعیض علیه کارگران مسن متهم شد.

عبارت‌های مرتبط

discrimination against (or in favor of) someone
تبعیض برعلیه (یابرله) کسی

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه discrimination را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.