دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی eloquent به فارسی
شیوا، فصیح، بلیغ، خوشبیان
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French eloquent, from Latin eloquens, present participle of eloquor (to speak out).
صفت
- صفت تفضیلی
- more eloquent
- صفت عالی
- most eloquent
Eloquent expresses stronger praise than do articulate or well-spoken.
شیوا، فصیح، بلیغ، خوشبیان
Fluently persuasive and articulate.
She gave an eloquent speech at the ceremony.
او سخنرانی شیوایی در مراسم ایراد کرد.
مترادفها: articulate، well-spoken
گویا، رسا، بیانگر
Effectively expressing meaning by speech or writing.
His clothing was an eloquent expression of his poverty.
لباسهایش نشان گویای فقر او بود.
مرتبط با نواحی از مغز که عملکرد عصبی مشخصی دارند و آسیب به آنها نقص کانونی ایجاد میکند
Relating to brain areas that serve an identifiable neurological function, where injury leads to focal deficits.
The tumor is located in an eloquent area of the brain.
تومور در ناحیهای از مغز قرار دارد که عملکرد عصبی مشخصی دارد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه eloquent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.