دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی elusive به فارسی

گریزان، فرار، گریزگر، گریزپا

بریتانیایی: /iˈluː.sɪv/ آمریکایی: /iˈluː.sɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin elusus, past participle of eludo, meaning to parry a blow or deceive.

صفت

صفت تفضیلی
more elusive
صفت عالی
most elusive

Do not confuse elusive (hard to find) with illusive (illusory).

۱.

گریزان، فرار، گریزگر، گریزپا

Evading capture, comprehension or remembrance.

The elusive criminal evaded capture for months.

جنایتکار گریزان ماه‌ها از دستگیری فرار کرد.

مترادف‌ها: elusory

۲.

دیرفهم، سخت‌آموز، از یاد رو

Difficult to make precise.

The elusive atomic particles called mesons.

پاریزه‌های دیریاب اتمی بنام مسون.

۳.

به ندرت دیده‌شونده، دیریاب

Rarely seen.

The rare bird is elusive and hard to spot in the forest.

پرنده نادر گریزان است و در جنگل به سختی دیده می‌شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه elusive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.