دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی elicit به فارسی
برانگیختن، موجب شدن، باعث شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin elicitus, from eliciō (draw forth).
فعل
- سومشخص مفرد
- elicits
- وجه وصفی حال
- eliciting
- گذشته ساده
- elicited
- اسم مفعول
- elicited
برانگیختن، موجب شدن، باعث شدن
To evoke or obtain as a response or answer.
His jokes elicited laughter.
شوخیهای او موجب خنده شد.
بیرون کشیدن، آشکار ساختن، ظاهر ساختن
To draw out or bring forth something latent; to obtain information.
She elicited harmonious sounds from that old instrument.
صداهای موزونی را از آن ساز قدیمی بیرون میآورد.
استنتاج کردن، به منطق به دست آوردن
To derive by reason; deduce.
From the evidence, we can elicit the truth.
از روی شواهد میتوانیم حقیقت را استنتاج کنیم.
مترادفها: deduce، construe
صفت
Obsolete.
برانگیختهشده، آشکار، واضح
Elicited; drawn out; made real; open; evident.
The elicited truth was finally revealed.
حقیقت استخراجشده بالاخره آشکار شد.
اصطلاحها و عبارتها
elicitation
انگیزش، باعث شدن
The act of evoking or bringing out a response or reaction.
The elicitation of honest feedback requires a safe environment.
برانگیختن بازخورد صادقانه نیازمند محیطی امن است.
(روانشناسی) فراخوانی
The process of calling forth a response or behavior, especially in an experimental context.
The elicitation of a conditioned reflex requires repeated pairing of stimuli.
فراخوانی رفلکس شرطی نیازمند جفتسازی مکرر محرکها است.
عبارتهای مرتبط
- elicitation
- انگیزش، باعث شدن
- elicitation
- (روانشناسی) فراخوانی
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه elicit را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.