دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی egotism به فارسی
منممنم، خودستایی، از خودگویی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin ego (I) + -t- + -ism.
اسم
- جمع
- egotisms
- شمارشپذیری
- usually uncountable
منممنم، خودستایی، از خودگویی
A tendency to talk excessively about oneself.
His constant egotism made conversations with him exhausting.
خودستایی مداوم او، گفتگو با او را خستهکننده میکرد.
مترادفها: conceit، narcissism
غرور، خودبرتربینی
A belief that one is superior to or more important than others.
His egotism made it difficult for him to listen to others' opinions.
غرور او باعث میشد که به نظرات دیگران گوش ندهد.
مترادفها: pride، vanity
نتیجه یا محصول خودستایی
The result or product of being egoistic.
The essay was a product of pure egotism.
این مقاله کاملاً حاصل خودستایی بود.
خودخواهی، خودپرستی
Egoism (belief that behavior should be directed towards one's self-interest).
Some confuse egotism with egoism.
برخی خودستایی را با خودخواهی اشتباه میگیرند.
مترادفها: egoism
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه egotism را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.