دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی dispassionate به فارسی
آرام، متین، عاری از احساسات شدید، بیطرف، منصف
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From dis- + passionate.
صفت
- صفت تفضیلی
- more dispassionate
- صفت عالی
- most dispassionate
آرام، متین، عاری از احساسات شدید، بیطرف، منصف
Not showing or affected by emotion, bias, or prejudice.
The judge remained dispassionate while listening to both sides of the argument.
قاضی در هنگام گوش دادن به هر دو طرف بحث، آرام و متین باقی ماند.
مترادفها: impartial
متضادها: passionate
مدخل ۲
ریشهشناسی
From dispassion + -ate.
فعل
- سومشخص مفرد
- dispassionates
- وجه وصفی حال
- dispassionating
- گذشته ساده
- dispassionated
- اسم مفعول
- dispassionated
از احساسات شدید رها کردن، بیطرف کردن
To free from passion.
He sought to dispassionate his mind before weighing the evidence.
او قصد داشت ذهن خود را از احساسات پاک کند پیش از ارزیابی شواهد.
متضادها: passionate
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه dispassionate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.