دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی dispassionate به فارسی

آرام، متین، عاری از احساسات شدید، بی‌طرف، منصف

بریتانیایی: /dɪˈspæʃ.ən.ət/ آمریکایی: /dɪˈspæʃ.ən.ət/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From dis- + passionate.

صفت

صفت تفضیلی
more dispassionate
صفت عالی
most dispassionate
۱.

آرام، متین، عاری از احساسات شدید، بی‌طرف، منصف

Not showing or affected by emotion, bias, or prejudice.

The judge remained dispassionate while listening to both sides of the argument.

قاضی در هنگام گوش دادن به هر دو طرف بحث، آرام و متین باقی ماند.

مترادف‌ها: impartial

متضادها: passionate

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From dispassion + -ate.

فعل

سوم‌شخص مفرد
dispassionates
وجه وصفی حال
dispassionating
گذشته ساده
dispassionated
اسم مفعول
dispassionated
۲.

از احساسات شدید رها کردن، بی‌طرف کردن

گذرامنسوخنادر

To free from passion.

He sought to dispassionate his mind before weighing the evidence.

او قصد داشت ذهن خود را از احساسات پاک کند پیش از ارزیابی شواهد.

متضادها: passionate

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه dispassionate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.