دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی passionate به فارسی

پرشور، پر احساسات، پر حرارت

بریتانیایی: /ˈpæʃ.ən.ət/ آمریکایی: /ˈpæʃ.ən.ət/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Medieval Latin passionatus, from passio.

صفت

صفت تفضیلی
more passionate
صفت عالی
most passionate
۱.

پرشور، پر احساسات، پر حرارت

Given to strong feeling, sometimes romantic, sexual, or both.

Mandy is a passionate lover.

مندی عاشقی پرشور است.

مترادف‌ها: ardent، fervent، impassioned

۲.

پرشور، آتشین، پرسهش

Fired with intense feeling.

a passionate speech

نطق آتشین

۳.

رنجور، اندوهگین

منسوخ

Suffering; sorrowful.

The old scribe sat, passionate with grief, and spoke little.

کاتب پیر نشسته بود، از غم رنجور و کم سخن می‌گفت.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From passion + -ate (verb-forming suffix).

فعل

سوم‌شخص مفرد
passionates
وجه وصفی حال
passionating
گذشته ساده
passionated
اسم مفعول
passionated
۴.

پر از شور کردن، برانگیختن

منسوخ

To fill with passion, or with another given emotion.

The speech passionated the crowd.

سخنرانی جمعیت را برانگیخت.

متضادها: dispassionate

۵.

با احساسات شدید بیان کردن

منسوخ

To express with great emotion.

He passionated his love for her in a long letter.

او عشق خود را به او در یک نامه طولانی با شور و اشتیاق بیان کرد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه passionate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.