دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی passionate به فارسی
پرشور، پر احساسات، پر حرارت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Medieval Latin passionatus, from passio.
صفت
- صفت تفضیلی
- more passionate
- صفت عالی
- most passionate
پرشور، پر احساسات، پر حرارت
Given to strong feeling, sometimes romantic, sexual, or both.
Mandy is a passionate lover.
مندی عاشقی پرشور است.
مترادفها: ardent، fervent، impassioned
پرشور، آتشین، پرسهش
Fired with intense feeling.
a passionate speech
نطق آتشین
رنجور، اندوهگین
Suffering; sorrowful.
The old scribe sat, passionate with grief, and spoke little.
کاتب پیر نشسته بود، از غم رنجور و کم سخن میگفت.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From passion + -ate (verb-forming suffix).
فعل
- سومشخص مفرد
- passionates
- وجه وصفی حال
- passionating
- گذشته ساده
- passionated
- اسم مفعول
- passionated
پر از شور کردن، برانگیختن
To fill with passion, or with another given emotion.
The speech passionated the crowd.
سخنرانی جمعیت را برانگیخت.
متضادها: dispassionate
با احساسات شدید بیان کردن
To express with great emotion.
He passionated his love for her in a long letter.
او عشق خود را به او در یک نامه طولانی با شور و اشتیاق بیان کرد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه passionate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.