دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی disproportionate به فارسی

نامتناسب، بی‌تناسب

بریتانیایی: /ˌdɪs.prəˈpɔː.ʃən.ət/ آمریکایی: /ˌdɪs.prəˈpɔːr.ʃən.ət/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From dis- + proportionate.

صفت

صفت تفضیلی
more disproportionate
صفت عالی
most disproportionate
۱.

نامتناسب، بی‌تناسب

Not proportionate.

their number is disproportionate to their political influence

تعداد آنها با نفوذ سیاسی آنها تناسبی ندارد.

مترادف‌ها: nonproportionate، unproportionate

۲.

ناهماهنگ، خارج از تناسب

Out of proportion.

he is short and has a disproportionately large head

او قد کوتاهی دارد و سرش به طور متنابهی بزرگ است.

مترادف‌ها: extortionate، inordinate

فعل

سوم‌شخص مفرد
disproportionates
وجه وصفی حال
disproportionating
گذشته ساده
disproportionated
اسم مفعول
disproportionated
۳.

دچار واکنش عدم تناسب شدن

شیمی

To undergo disproportionation.

The compound disproportionates under heat.

این ترکیب در اثر حرارت دچار واکنش عدم تناسب می‌شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه disproportionate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.