دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی disparagement به فارسی
بدگویی، بیارجسازی، توهین
بریتانیایی: /dɪˈspær.ɪdʒ.mənt/ آمریکایی: /dɪˈsper.ɪdʒ.mənt/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French desparagement.
اسم
- جمع
- disparagements
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
بدگویی، بیارجسازی، توهین
The act of disparaging, of belittling.
Her disparagement of her brother's wife was not fair.
بدگویی او از زن برادرش منصفانه نبود.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه disparagement را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.