دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی insult به فارسی

توهین کردن، اهانت کردن، خوارداشت کردن

بریتانیایی: /ˈɪn.sʌlt/ آمریکایی: /ˈɪn.sʌlt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French insulter, from Latin insultare, frequentative of insilire, from in- + salire.

فعل

سوم‌شخص مفرد
insults
وجه وصفی حال
insulting
گذشته ساده
insulted
اسم مفعول
insulted
۱.

توهین کردن، اهانت کردن، خوارداشت کردن

گذرا

To speak or act in a way that is rude or offensive to someone.

He insulted me by turning his back.

او با پشت کردن به من به من توهین کرد.

مترادف‌ها: affront، disrespect، offend

۲.

حمله کردن، یورش بردن، برتاختن

گذرامنسوخ

To attack or assault; to make an unprepared military attack.

At dawn the general ordered an insult upon the enemy’s camp, hoping the sight would break their resolve.

در سپیده دما، فرمانده کارخانه دستور حمله‌ی ناگهانی به اردوگاه دشمن داد تا منجر به فروپاشی روحیه‌شان شود.

۳.

مغرورانه رفتار کردن

ناگذرامنسوخ

To behave in an obnoxiously superior manner.

He insulted every newcomer by parading his wealth and status with blind self‑importance.

او با نمایش ثروت و مقام خود و با تجاهل کامل نسبت به دیگران، به هر تازه واردی توهین می‌کرد.

۴.

جستن بر روی چیزی، لگد مال کردن

ناگذرامنسوخنادر

To leap or trample upon.

The horse insulted the muddy track by stamping its hooves and forcing its way forward.

اسب با جستن روی مسیر گلی و فشار دادن کفش‌هایش راه خود را در پیش می‌اَورد.

اسم

جمع
insults
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۵.

توهین، اهانت، خوارداشت

A rude or offensive remark or action.

I cannot bear his insults any longer.

بیش از این تاب تحمل توهین‌های او را ندارم.

مترادف‌ها: affront، slur، offense

۶.

چیزی با کیفیت بسیار پایین

Something of unacceptably low quality.

The performance was an insult to the audience.

اجرا توهینی به تماشاگران بود.

۷.

آسیب، افگار

پزشکی

Something that causes injury or disease to the body.

Repeated acute vascular insults can lead to stroke.

افگارهای شدید و مکرر رگ‌ها می‌تواند منجر به سکته شود.

۸.

حمله، یورش غافلگیر کننده

قدیمی

An assault or attack, especially a military one without preparation.

The insult upon the fortress came swift and without warning, catching the guards unready.

حمله به قلعه ناگهانی و بی‌خبر رسید و نگهبانان را غافلگیر کرد.

۹.

جستن بر روی چیزی

منسوخ

An act of leaping upon.

The cat made an insult onto the table, leaping there with a sudden, bold bound.

گربه با جهشی ناگهانی و جسورانه بر روی میز پرید.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

hurl insults at

۱۰.

توهین کردن به، آماج تحقیر و توهین قرار دادن

To direct abusive or offensive remarks at someone.

The crowd hurled insults at the referee.

جمعیت به داور توهین کردند.

عبارت‌های مرتبط

hurl insults at
توهین کردن به، آماج تحقیر و توهین قرار دادن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه insult را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.