دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی counteract به فارسی
عمل متقابل، پادکنش، واروکنش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From counter- + act.
اسم
- جمع
- counteracts
- شمارشپذیری
- countable
عمل متقابل، پادکنش، واروکنش
An action performed in opposition to another action.
The new policy was a counteract to the previous one.
سیاست جدید در مقابل سیاست قبلی یک اقدام متقابل بود.
فعل
- سومشخص مفرد
- counteracts
- وجه وصفی حال
- counteracting
- گذشته ساده
- counteracted
- اسم مفعول
- counteracted
مقابله کردن، عمل متقابل کردن، خنثی کردن
To have a contrary or opposing effect on someone or something.
They added sugar to the medicine to counteract its bitterness.
به دارو شکر زدند تا تلخی آن را خنثی کنند.
مقابله کردن، خنثی کردن، ناکارا کردن
To deliberately act in opposition to, to thwart or frustrate.
The antidote counteracts the poison.
پادزهر سم را خنثی میکند.
مترادفها: thwart، frustrate
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه counteract را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.