دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی counteract به فارسی

عمل متقابل، پادکنش، واروکنش

بریتانیایی: /ˌkaʊn.tərˈækt/ آمریکایی: /ˌkaʊn.t̬ɚˈækt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From counter- + act.

اسم

جمع
counteracts
شمارش‌پذیری
countable
۱.

عمل متقابل، پادکنش، واروکنش

An action performed in opposition to another action.

The new policy was a counteract to the previous one.

سیاست جدید در مقابل سیاست قبلی یک اقدام متقابل بود.

فعل

سوم‌شخص مفرد
counteracts
وجه وصفی حال
counteracting
گذشته ساده
counteracted
اسم مفعول
counteracted
۲.

مقابله کردن، عمل متقابل کردن، خنثی کردن

گذرا

To have a contrary or opposing effect on someone or something.

They added sugar to the medicine to counteract its bitterness.

به دارو شکر زدند تا تلخی آن را خنثی کنند.

۳.

مقابله کردن، خنثی کردن، ناکارا کردن

گذرا

To deliberately act in opposition to, to thwart or frustrate.

The antidote counteracts the poison.

پادزهر سم را خنثی می‌کند.

مترادف‌ها: thwart، frustrate

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه counteract را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.