دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی contend به فارسی

جنگیدن، مبارزه کردن، دست و پنجه نرم کردن، ستیزیدن

بریتانیایی: /kənˈtend/ آمریکایی: /kənˈtend/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin contendere, from com- + tendere.

فعل

سوم‌شخص مفرد
contends
وجه وصفی حال
contending
گذشته ساده
contended
اسم مفعول
contended
۱.

جنگیدن، مبارزه کردن، دست و پنجه نرم کردن، ستیزیدن

ناگذرا

To be in opposition; to contest; to dispute; to vie; to quarrel; to fight.

he had many problems to contend with

او با مسایل زیادی در ستیز بود.

مترادف‌ها: fight، combat، vie، oppose

۲.

رقابت کردن، هماوری کردن، مسابقه دادن، هم‌چشمی کردن

ناگذرا

To struggle or exert oneself to obtain or retain possession of, or to defend.

to contend for a prize

برای جایزه رقابت کردن

مترادف‌ها: struggle، strive

۳.

مباحثه کردن، استدلال کردن، جر و بحث کردن

ناگذرا

To be in debate; to engage in discussion; to dispute; to argue.

he contended that literature must serve a moral purpose

او استدلال می‌کرد که ادبیات باید هدف اخلاقی داشته باشد.

مترادف‌ها: contest، litigate، dispute، debate

۴.

معتقد بودن و استدلال کردن، ادعا کردن

ناگذرا

To believe (something is reasonable) and argue (for it); to advocate.

we contend that he is guilty

ما معتقدیم که او گناهکار است.

مترادف‌ها: assert، aver

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه contend را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.