دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی contend به فارسی
جنگیدن، مبارزه کردن، دست و پنجه نرم کردن، ستیزیدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin contendere, from com- + tendere.
فعل
- سومشخص مفرد
- contends
- وجه وصفی حال
- contending
- گذشته ساده
- contended
- اسم مفعول
- contended
جنگیدن، مبارزه کردن، دست و پنجه نرم کردن، ستیزیدن
To be in opposition; to contest; to dispute; to vie; to quarrel; to fight.
he had many problems to contend with
او با مسایل زیادی در ستیز بود.
مترادفها: fight، combat، vie، oppose
رقابت کردن، هماوری کردن، مسابقه دادن، همچشمی کردن
To struggle or exert oneself to obtain or retain possession of, or to defend.
to contend for a prize
برای جایزه رقابت کردن
مترادفها: struggle، strive
مباحثه کردن، استدلال کردن، جر و بحث کردن
To be in debate; to engage in discussion; to dispute; to argue.
he contended that literature must serve a moral purpose
او استدلال میکرد که ادبیات باید هدف اخلاقی داشته باشد.
مترادفها: contest، litigate، dispute، debate
معتقد بودن و استدلال کردن، ادعا کردن
To believe (something is reasonable) and argue (for it); to advocate.
we contend that he is guilty
ما معتقدیم که او گناهکار است.
مترادفها: assert، aver
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه contend را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.