دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی contention به فارسی

ستیز، هماوری، رقابت، مبارزه، تنازع، چالش

بریتانیایی: /kənˈten.ʃən/ آمریکایی: /kənˈten.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin contentio, from contendere.

اسم

جمع
contentions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

ستیز، هماوری، رقابت، مبارزه، تنازع، چالش

Argument, contest, debate, strife, struggle.

political contention

نزاع سیاسی

مترادف‌ها: strife، wrangling

۲.

استدلال، حجت، نکته‌ای که در بحث از آن دفاع می‌شود

A point maintained in an argument; a position taken or contended for.

It is my contention that state lotteries are taxes on stupid people.

استدلال من این است که لاتاری‌های دولتی مالیات بر افراد احمق است.

۳.

رقابت اجزای یک سیستم یا کاربران آن برای یک منبع محدود

رایانهمخابرات

Competition by parts of a system or its users for a limited resource.

Network contention can slow down data transfer.

رقابت در شبکه می‌تواند انتقال داده را کند کند.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

(be) in contention for (or to)

۴.

در رقابت (بودن برای)، هم‌چشمی کردن

Competing for something, such as a prize or position.

Three teams are in contention to win the medal.

سه تیم برای بردن مدال در ستیز (رقابت) هستند.

bone of contention

۵.

مایه‌ی نفاق، موضوع دعوا

A subject or issue that causes disagreement or arguments.

bone of contention

۶.

علت اختلاف

A cause of conflict or dispute.

عبارت‌های مرتبط

bone of contention
مایه‌ی نفاق، موضوع دعوا
(be) in contention for (or to)
در رقابت (بودن برای)، هم‌چشمی کردن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه contention را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.