دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی conspiracy به فارسی

توطئه، تبانی، همدستی (در کارهای بد)

بریتانیایی: /kənˈspɪr.ə.si/ آمریکایی: /kənˈspɪr.ə.si/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English, from Anglo-Norman, from Latin conspiratio.

اسم

جمع
conspiracies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

توطئه، تبانی، همدستی (در کارهای بد)

An agreement between multiple parties to do something harmful, immoral, or subversive.

Their conspiracy was discovered early on.

توطئه‌ی آنها زود کشف شد.

مترادف‌ها: collusion، plot

۲.

تبانی برای ارتکاب جرم، همدستی در جرم

حقوق

An agreement between two or more persons to break the law at some time in the future.

They were charged with conspiracy to commit fraud.

آن‌ها به اتهام تبانی برای کلاهبرداری متهم شدند.

۳.

نقشه‌ی سری، توافق پنهانی

A secret agreement to do something.

The communist conspiracy to subvert the government.

نقشه‌ی کمونیست‌ها برای سرنگون کردن دولت.

۴.

همدستی برای انجام کاری، توطئه

An agreement to work together to bring something about; an act of conspiring.

The group was arrested for planning a conspiracy against the government.

گروه به خاطر برنامه‌ریزی برای توطئه علیه دولت دستگیر شد.

۵.

دسته‌ای از کلاغ‌ها

نادر

A group of ravens.

A conspiracy of ravens gathered in the tree.

دسته‌ای از کلاغ‌ها روی درخت جمع شدند.

۶.

دسته‌ای از لمورها

نادر

A group of lemurs.

A conspiracy of lemurs moved through the forest.

دسته‌ای از لمورها در جنگل حرکت کردند.

۷.

همگرایی قواعد زبانی، هم‌راستایی

زبان‌شناسی

A situation in which different phonological or grammatical rules lead to similar outcomes.

The conspiracy of rules explains the pattern.

همگرایی قواعد این الگو را توضیح می‌دهد.

۸.

تئوری توطئه، فرضیه‌ی توطئه

نادرست

A conspiracy theory; a hypothesis alleging conspiracy.

He believes in every conspiracy he hears.

او به هر تئوری توطئه‌ای که می‌شنود باور دارد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
conspiracies
وجه وصفی حال
conspiracying
گذشته ساده
conspiracied
اسم مفعول
conspiracied

This verb form is rare and often considered proscribed.

۹.

توطئه کردن

نادرنادرست

To conspire.

They conspiracyed to overthrow the king.

آن‌ها برای سرنگونی شاه توطئه کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه conspiracy را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.