دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی consolidation به فارسی
ادغام، یکپارچگی، یکیسازی، درآمیزش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin consolidatio, from consolidare.
اسم
- جمع
- consolidations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ادغام، یکپارچگی، یکیسازی، درآمیزش
The act or process of consolidating, making firm, or uniting; the state of being consolidated.
They are thinking about the consolidation of the two companies.
آنها در فکر ادغام آن دو شرکت هستند.
مترادفها: solidification، combination
ادغام، یکیسازی
The combination of several actions into one.
The consolidation of several lawsuits into one case saved time.
ادغام چندین دعوی در یک پرونده باعث صرفهجویی در وقت شد.
سفتشدگی، چگالش، جمود
A solidification into a firm dense mass, especially of a normally aerated lung.
The consolidation of fibrous matter under pressure.
سفت شدن مواد ساخته شده از الیاف در اثر فشار.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه consolidation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.