دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی compassionate به فارسی

دلرحم، رحیم، دلسوز، مهربان

بریتانیایی: /kəmˈpæʃ.ən.ət/ آمریکایی: /kəmˈpæʃ.ən.ət/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French compassionné, past participle of compassionner.

صفت

صفت تفضیلی
more compassionate
صفت عالی
most compassionate
۱.

دلرحم، رحیم، دلسوز، مهربان

Having, feeling or showing compassion (to or toward someone).

We ought to be compassionate toward those who are less fortunate than we are.

ما باید نسبت به کسانی که به خوشبختی ما نیستند مهربان باشیم.

مترادف‌ها: empathetic، sympathetic

۲.

استثنایی به دلیل فوریت خانوادگی یا فوت یکی از اعضای خانواده

Given to someone as an exception because of a family emergency or a death in their family.

He was granted compassionate leave to attend the funeral.

به او مرخصی استثنایی برای شرکت در مراسم خاکسپاری داده شد.

۳.

ترحم‌انگیز، رقت‌انگیز

منسوخ

Inviting or asking for pity.

The petitioner's compassionate plea moved the court.

التماسِ ترحم‌انگیزِ خواهان، دادگاه را تحت تأثیر قرار داد.

مترادف‌ها: pitiable

فعل

سوم‌شخص مفرد
compassionates
وجه وصفی حال
compassionating
گذشته ساده
compassionated
اسم مفعول
compassionated
۴.

دلسوزی کردن، ترحم کردن

گذراقدیمی

To feel compassion (for someone or with regard to something); to regard (someone or something) with compassion.

She compassionated the homeless man and helped him find shelter.

او به مرد بی‌خانمان ترحم کرد و به او کمک کرد تا پناهگاهی پیدا کند.

مترادف‌ها: pity

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه compassionate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.