دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی empathetic به فارسی
همدلانه، همدل، عاطفی
بریتانیایی: /ˌem.pəˈθet.ɪk/ آمریکایی: /ˌem.pəˈθet̬.ɪk/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Derived from empathic, modified to sound more similar to sympathetic.
صفت
- صفت تفضیلی
- more empathetic
- صفت عالی
- most empathetic
۱.
همدلانه، همدل، عاطفی
Showing empathy for others, and recognizing their feelings.
She was very empathetic towards her friend's problems.
او نسبت به مشکلات دوستش بسیار همدل بود.
مترادفها: empathic
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه empathetic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.