دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی categorize به فارسی
طبقهبندی کردن، به دسته (یا رده یا گروه) تقسیم کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: categorise UK
ریشهشناسی
From category + -ize.
فعل
- سومشخص مفرد
- categorizes
- وجه وصفی حال
- categorizing
- گذشته ساده
- categorized
- اسم مفعول
- categorized
طبقهبندی کردن، به دسته (یا رده یا گروه) تقسیم کردن
To assign a category; to divide into classes.
First, categorize incoming messages according to the needed actions.
ابتدا، پیامهای دریافتی را بر اساس اقدامات مورد نیاز طبقهبندی کنید.
We need to categorize the books by genre to make it easier to find them.
ما باید کتابها را بر اساس ژانر طبقهبندی کنیم تا پیدا کردن آنها راحتتر شود.
مترادفها: classify
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه categorize را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.