دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی categorise به فارسی
دستهبندی کردن، طبقهبندی کردن
بریتانیایی: /ˈkæt.ə.ɡə.raɪz/ آمریکایی: /ˈkæt.ə.ɡə.raɪz/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From category + -ise.
فعل
- سومشخص مفرد
- categorises
- وجه وصفی حال
- categorising
- گذشته ساده
- categorised
- اسم مفعول
- categorised
Non-Oxford British English standard spelling of categorize.
۱.
دستهبندی کردن، طبقهبندی کردن
گذرا
To place into a category; to classify.
We need to categorise the data by region.
باید دادهها را بر اساس منطقه دستهبندی کنیم.
متضادها: decategorise
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه categorise را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.