دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cater به فارسی
برای عروسی و مهمانی و غیره خوراک پختن و در محل تحویل دادن، سورسات رسانی کردن، خوراک فراهم کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
شکلهای دیگر: catour obsolete؛ cator obsolete؛ kater obsolete؛ chator obsolete
ریشهشناسی
From Middle English catour, from Old French acater.
فعل
- سومشخص مفرد
- caters
- وجه وصفی حال
- catering
- گذشته ساده
- catered
- اسم مفعول
- catered
برای عروسی و مهمانی و غیره خوراک پختن و در محل تحویل دادن، سورسات رسانی کردن، خوراک فراهم کردن
To provide food, especially for a special occasion as a professional service.
I catered for her bat mitzvah.
برای جشن بلوغ او خوراک تهیه کردم.
نیاز دیگران را برآوردن، زاوری کردن، تر و خشک کردن
To provide anything required or desired, often to pander.
I always wanted someone to cater to my every whim.
همیشه میخواستم کسی هر هوسم را برآورده کند.
برای مخاطب خاصی طراحی کردن، متناسب کردن
To tailor something to an intended audience.
The business caters for young professionals.
این کسبوکار برای متخصصان جوان طراحی شده است.
اسم
- جمع
- caters
- شمارشپذیری
- countable
مامور خرید آذوقه برای خانه یا ملک بزرگ
An officer who purchased food supplies for a large household or estate.
The cater supervised the castle’s larder, directing every delivery to the great hall.
مسئول تهیه آذوقه قلعه بود و هر تحویلی را به تالار بزرگ هدایت میکرد.
تأمینکننده غذا، پذیراییکننده
Any provider of food.
He served as a cater for the royal court, supplying meals and drink for the nobles.
او برای دربار سلطنتی به عنوان تأمینکننده غذا و نوشیدنی برای اشراف خدمت میکرد.
تأمینکننده، فراهمآورنده
Any provider of anything.
He was a cater of provisions for the feast, securing spices and meat for every banquet.
او تأمینکننده آذوقه برای جشن بود و برای هر ضیافت ادویه و گوشت فراهم میکرد.
مدخل ۲
ریشهشناسی
Probably from French quatre, or from a North Germanic prefix.
فعل
- سومشخص مفرد
- caters
- وجه وصفی حال
- catering
- گذشته ساده
- catered
- اسم مفعول
- catered
به صورت مورب یا لوزی قرار دادن یا بریدن
To place, set, move, or cut diagonally or rhomboidally.
The carpenter catered the joint.
نجار اتصال را به صورت مورب برید.
قید
مورب، قطری
Diagonally.
The path runs cater across the field.
مسیر به صورت مورب از میان مزرعه میگذرد.
مدخل ۳
شکلهای دیگر: catre obsolete؛ quatre obsolete
ریشهشناسی
From French quatre, meaning four.
اسم
- جمع
- caters
- شمارشپذیری
- countable
چهار
Four.
He cast a cater on the dice, and the four stood counted for the turn.
او بر تاس چهار آورد و شماره چهار در نوبت به دست آمد.
چهار (در ورق یا تاس)
The four of cards or dice.
In the game, a cater was drawn from the deck, signaling the next move with four.
در بازی، از دسته ورق یک چهار کشیده شد و حرکت بعدی با آن مشخص شد.
روشی در ناقوسنوازی با نه ناقوس در چهار جفت و یک ناقوس تنور نهم
A method of ringing nine bells in four pairs with a ninth tenor bell.
The bell ringers practiced the cater.
ناقوسنوازان روش cater را تمرین کردند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cater را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.