دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی beacon به فارسی
آتشی که برای مخابره برفراز تپه یا برج و غیره روشن میکردند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old English bēacn, from Proto-Germanic baukną, from Proto-Indo-European bʰeh₂- 'to shine'.
اسم
- جمع
- beacons
آتشی که برای مخابره برفراز تپه یا برج و غیره روشن میکردند
A signal fire to notify of the approach of an enemy, or to give any notice, commonly of warning.
The villagers lit a beacon on the hill to signal for help.
روستاییان برای درخواست کمک بر فراز تپه آتشی روشن کردند.
فانوس دریایی، فار، منارهالبحر، دریابرج
A signal, buoy, post, or other conspicuous mark erected on an eminence near the shore, or moored in shoal water, as a guide to mariners, particularly to warn vessels of danger.
The lighthouse served as a beacon for ships navigating the dark waters.
فانوس دریایی بهعنوان یک فار برای کشتیهایی که در آبهای تاریک حرکت میکردند، عمل میکرد.
تپه یا نشانهای بلند در نزدیکی ساحل برای راهنمایی دریانوردان
A high hill or other easily distinguishable object near the shore which can serve as guidance for seafarers.
The sailors used the hill as a beacon to find the harbor.
ملوانان از تپه بهعنوان نشانهای برای یافتن بندر استفاده کردند.
رهنما، منور کننده، مشعل راهنما
That which gives notice of danger, hope, etc., or keeps people on the correct path.
Her kindness was a beacon of hope in difficult times.
مهربانی او در زمانهای دشوار مشعل امیدی بود.
مترادفها: guide، inspiration
دستگاهی الکترونیکی که سیگنالی به دستگاههای قابل حمل نزدیک پخش میکند و به گوشیهای هوشمند و غیره امکان انجام اقدامات در نزدیکی فیزیکی با بیکن را میدهد.
An electronic device that broadcasts a signal to nearby portable devices, enabling smartphones etc. to perform actions when in physical proximity to the beacon.
The store uses a Bluetooth beacon to send special offers to customers' phones.
فروشگاه از یک بیکن بلوتوث برای ارسال پیشنهادهای ویژه به تلفن مشتریان استفاده میکند.
نوعی ردیاب مخفی در صفحات وب برای جمعآوری اطلاعات
Short for web beacon.
The website uses a beacon to track user activity.
وبسایت از یک ردیاب برای ردیابی فعالیت کاربر استفاده میکند.
فعل
- سومشخص مفرد
- beacons
- وجه وصفی حال
- beaconing
- گذشته ساده
- beaconed
- اسم مفعول
- beaconed
بهعنوان راهنما یا آگهساز عمل کردن
To act as a beacon.
The lighthouse beacons through the fog.
فانوس دریایی در میان مه راهنمایی میکند.
روشن کردن، منور کردن
To give light to, as a beacon; to light up; to illumine.
Truth shall beacon our way.
حقیقت راه ما را روشن خواهد کرد.
مجهز به فانوس دریایی یا چراغ راهنما کردن
To furnish with a beacon or beacons.
The coast was beaconed to warn ships of rocks.
ساحل برای هشدار به کشتیها درباره صخرهها مجهز به فانوس شد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه beacon را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.