دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی bedrock به فارسی

صخره‌ی بستر، زیرسنگ، کف‌سنگ، سنگ بستر

بریتانیایی: /ˈbed.rɒk/ آمریکایی: /ˈbed.rɑːk/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

In mountainous regions, bedrock can be seen at the surface, but these occurrences are more properly called outcrops.

ریشه‌شناسی

From bed (layer) + rock.

اسم

جمع
bedrocks
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

صخره‌ی بستر، زیرسنگ، کف‌سنگ، سنگ بستر

زمین‌شناسیمعدنمهندسیساختمان

The solid rock found at some depth below the ground surface.

The construction workers had to dig deep to reach the bedrock before building the foundation.

کارگران ساختمانی مجبور بودند عمیق حفاری کنند تا به صخره‌ی بستر برسند قبل از اینکه پایه را بسازند.

واژه‌های عام‌تر: rock

۲.

پایه، اساس، اصول اساسی

A basis or foundation (figurative).

Trust is the bedrock of any successful relationship.

اعتماد پایه‌ی مستحکم هر رابطه‌ی موفق است.

۳.

استخوان‌ها (در زبان عامیانه اینترنتی برای اشاره به آسیب به خود)

زبان عامیانه اینترنتیآسیب به خود

The bones (in online slang referring to self-harm).

He joked about hitting bedrock, which alarmed his friends.

او به شوخی درباره‌ی رسیدن به استخوان‌ها صحبت کرد که دوستانش را نگران کرد.

واژه‌های هم‌رده: cat scratch، styro، beans، laffy taffy

فعل

سوم‌شخص مفرد
bedrocks
وجه وصفی حال
bedrocking
گذشته ساده
bedrocked
اسم مفعول
bedrocked
۴.

بر پایه‌ای مستحکم استوار کردن

گذرا

To establish on a solid foundation (figurative).

The project was bedrocked on careful planning.

پروژه بر برنامه‌ریزی دقیق استوار شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه bedrock را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.