دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی backstop به فارسی
چیزی یا شخصی که در پشت چیزی قرار میگیرد تا آن را پشتیبانی یا تقویت کند.
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: back-stop
ریشهشناسی
From back + stop.
اسم
- جمع
- backstops
- شمارشپذیری
- countable
چیزی یا شخصی که در پشت چیزی قرار میگیرد تا آن را پشتیبانی یا تقویت کند.
A thing or a person put in the rear or in the back of something to reinforce, hold, support.
The government acted as a backstop during the crisis.
دولت در طول بحران به عنوان پشتیبان عمل کرد.
واژههای همرده: backup، rearguard
ترتیبی پیشفرض که در صورت شکست همه چیز دیگر عمل میکند.
A default arrangement that holds if all else fails.
The agreement serves as a backstop if negotiations fail.
این توافق به عنوان پشتیبان عمل میکند اگر مذاکرات شکست بخورد.
واژههای همرده: backup
دیوار یا نردهای پشت صفحه اصلی در بیسبال
A wall or fence behind home plate.
The baseball field has a high backstop.
زمین بیس بال یک دیوار بلند دارد.
گیرنده، موقعیت گیرنده در بیس بال
A catcher; the position of catcher.
He plays backstop for the team.
او برای تیم گیرنده بازی میکند.
بازیکنی که بلافاصله پشت پایگاه ضربهزن میایستد
The player who stands immediately behind the striking base.
The backstop caught the ball in rounders.
بازیکن پشت پایگاه توپ را در راندرز گرفت.
بازیکنی که در پشت ویکتکیپر قرار میگیرد (در کریکت)
The longstop.
In early cricket, the backstop stood far behind the stumps, ready to gather the ball and save a fragile innings.
در کریکت قدیمی، backstop بسیار دورتر از استمپها ایستاده بود و آماده بود تا توپ را جمع کند و یک اینینگ شکننده را نجات دهد.
ویکتکیپر (در کریکت)
The wicket-keeper.
The backstop stood with steady gloves, keeping the stumps protected as the bowler challenged the bat.
backstop با دستکشهای آرام ایستاده بود و از استمپها محافظت میکرد در حالی که بالر ضربهزن را به مبارزه میکشاند.
چیزی که برای پشتیبانی از داستان پوششی به کار میرود
Something serving to bolster or support a cover story etc.
The fake passport was a backstop for his cover story.
گذرنامه جعلی پشتیبان داستان پوششی او بود.
فعل
- سومشخص مفرد
- backstops
- وجه وصفی حال
- backstopping
- گذشته ساده
- backstopped
- اسم مفعول
- backstopped
به عنوان پشتیبان یا گیرنده برای چیزی عمل کردن
To serve as backstop for.
He backstops the team as catcher.
او به عنوان گیرنده از تیم پشتیبانی میکند.
پشتیبانی کردن، تقویت کردن
To bolster, support.
Tanks were ready to backstop the infantry.
تانکها آماده بودند که پیادهنظام را تقویت کنند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه backstop را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.