دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی backlog به فارسی
کندهی بزرگ در عقب آتش بخاری هیزمسوز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From back + log. Originally a large log at the back of a fire. Figurative sense from 1880s.
اسم
- جمع
- backlogs
- شمارشپذیری
- countable
کندهی بزرگ در عقب آتش بخاری هیزمسوز
A large log to burn at the back of a fire.
The old cabin had a large backlog behind the fire to keep it burning all night.
کلبه قدیمی یک کندهی بزرگ در عقب آتش داشت تا تمام شب بسوزد.
چیز انبار شده یا ذخیره شده
A reserve source or supply.
The pantry has a backlog of canned goods.
انباری دارای یک ذخیره از کنسروها است.
پسافت، تراکم (سفارشات یا کارهای انجام نشده)
An accumulation or buildup, especially of unfilled orders, unconsumed products or unfinished work.
The company is struggling to clear the backlog of orders from last month.
شرکت در تلاش است تا انبوه سفارشهای عقبمانده از ماه گذشته را تسویه کند.
the court is facing a backlog of cases
دادگاه با دعاوی عقب افتادهی زیادی مواجه است.
سیاههای از متن خوانده شده (در بازیهای ویدئویی مبتنی بر متن یا اتاقهای گفتگو)
A log containing text previously read, as in text-based video games or chat rooms.
I read through the backlog of chat messages.
سیاهه پیامهای گفتگو را خواندم.
فعل
- سومشخص مفرد
- backlogs
- وجه وصفی حال
- backlogging
- گذشته ساده
- backlogged
- اسم مفعول
- backlogged
پس افت شدن، متراکم شدن
To acquire something as a backlog, or to become a backlog.
Orders are starting to backlog.
سفارشات شروع به پس افت شدن کردهاند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه backlog را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.