دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی backup به فارسی
ذخیره، جایگزین، احتیاطی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: back-up alternative spelling
The verb 'back up' is always written as two words and never with a hyphen.
ریشهشناسی
Deverbal from back up.
اسم
- جمع
- backups
ذخیره، جایگزین، احتیاطی
A reserve or substitute.
If the goalkeeper is injured, we have a backup.
اگر دروازهبان مصدوم شود، یک ذخیره داریم.
مترادفها: reserve، stand-in، spare، substitute
یک کپی از فایل یا رکورد که جدا از نسخه اصلی ذخیره میشود و برای بازیابی اصل در صورت آسیب یا نابودی استفاده میشود.
A copy of a file or record, stored separately from the original, that can be used to recover the original if it is damaged or destroyed.
After the power failure, we had to restore the database from backup.
بعد از قطع برق، مجبور شدیم دیتابیس را از نسخه پشتیبان بازیابی کنیم.
انباشتگی ناشی از ترافیک یا جریان بیش از ظرفیت
An accumulation of material caused by a partial or complete blockage, or an accumulation of material that causes an overflow due to flow being greater than maximum possible flow.
The accident caused a mile-long backup on the highway.
تصادف باعث انباشتگی ترافیک به طول یک مایل در بزرگراه شد.
مترادفها: tailback، line of cars
نیروهای کمکی، پشتیبان
Reinforcements.
He's got a gun! You'd better send for backup.
او اسلحه دارد! بهتر است نیروی کمکی بفرستید.
پشتیبانی، کمک اضافی
Any support or extra help.
We need backup for this project.
برای این پروژه نیاز به کمک اضافی داریم.
همراهی، همراهی موسیقی
Accompaniment.
The singer had backup from the band.
خواننده از طرف گروه همراهی داشت.
تأیید، تصدیق
Corroboration.
Your testimony provides backup for the case.
شهادت شما تأییدی برای پرونده است.
صفت
ذخیره، احتیاطی، اضافی
Standby, reserve or extra.
I am only a backup player.
من فقط یک بازیکن ذخیره هستم.
مترادفها: extra، reserve، spare، standby
پشتیبان، که به عنوان نسخه پشتیبان در نظر گرفته شده است.
That is intended as a backup.
Make a backup copy of that file.
یک کپی پشتیبان از آن فایل تهیه کنید.
پشتیبان، تقویتی؛ مربوط به همراهی موسیقی
Supporting, reinforcing; (music) of or related to accompaniment.
He sang backup vocals.
او آوازهای همراهی خواند.
مترادفها: backing
فعل
- سومشخص مفرد
- backups
- وجه وصفی حال
- backupping
- گذشته ساده
- backupped
- اسم مفعول
- backupped
This verb form is nonstandard; the standard form is 'back up'.
جایگزین 'back up'، نسخه پشتیبان گرفتن
Alternative form of back up.
You should backup the data regularly.
شما باید مرتباً از دادهها نسخه پشتیبان تهیه کنید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه backup را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.