دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی attainment به فارسی

به دست آوری، کسب، نیل، حصول، اکتساب، دستیابی، رسیدن به

بریتانیایی: /əˈteɪn.mənt/ آمریکایی: /əˈteɪn.mənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From attain + -ment, with influence from Old French ataignement.

اسم

جمع
attainments
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

به دست آوری، کسب، نیل، حصول، اکتساب، دستیابی، رسیدن به

The act of attaining; the act of arriving at or reaching; the act of obtaining by exertion or effort.

the attainment of independence

دستیابی به استقلال

مترادف‌ها: accomplishment، acquisition، acquirement

۲.

فضیلت، کمال، هرچیز دستیابی شده در اثر کوشش، مهارت، هنر

That which is attained, or obtained by exertion.

everyone admired her personal attainments

همه فضایل فردی او را ستودند.

مترادف‌ها: accomplishment، acquisition، acquirement

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه attainment را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.