دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی attainment به فارسی
به دست آوری، کسب، نیل، حصول، اکتساب، دستیابی، رسیدن به
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From attain + -ment, with influence from Old French ataignement.
اسم
- جمع
- attainments
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
به دست آوری، کسب، نیل، حصول، اکتساب، دستیابی، رسیدن به
The act of attaining; the act of arriving at or reaching; the act of obtaining by exertion or effort.
the attainment of independence
دستیابی به استقلال
مترادفها: accomplishment، acquisition، acquirement
فضیلت، کمال، هرچیز دستیابی شده در اثر کوشش، مهارت، هنر
That which is attained, or obtained by exertion.
everyone admired her personal attainments
همه فضایل فردی او را ستودند.
مترادفها: accomplishment، acquisition، acquirement
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه attainment را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.