دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی attest به فارسی
گواهی دادن، تصدیق کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French attester, from Latin attestor, meaning to bear witness.
فعل
- سومشخص مفرد
- attests
- وجه وصفی حال
- attesting
- گذشته ساده
- attested
- اسم مفعول
- attested
گواهی دادن، تصدیق کردن
To affirm to be correct, true, or genuine.
When will the appraiser attest the date of the painting?
چه زمانی ارزیاب تاریخ نقاشی را تصدیق خواهد کرد؟
با امضا یا سوگند تصدیق کردن
To certify by signature or oath.
His signature has been attested by a notary.
امضای او توسط محضر تصدیق شده است.
به طور رسمی تصدیق کردن
To certify in an official capacity.
The embassy attested the document for international use.
سفارت سند را برای استفاده بینالمللی تصدیق کرد.
اثبات کردن، دلیل بودن بر
To supply or be evidence of.
The ancient manuscript attests to the origins of the word.
دستنوشتهٔ باستانی منشأ واژه را اثبات میکند.
سوگند دادن، قسم دادن
To put under oath.
The witness was asked to attest to the truth of the statement in court.
از شاهد خواسته شد که در دادگاه به درستی اظهارات سوگند بخورد.
به شهادت خواندن، فرا خواندن
To call to witness; to invoke.
The defendant attested the will by calling the witnesses to witness the signatures.
متهم وصیت را به گواهی گواهان فراخواند تا امضاها را گواهی کنند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه attest را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.