دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی attain به فارسی
به دست آوردن، کسب کردن، نایل شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin attingō, via Old French ataindre and Anglo-Norman ataindre.
فعل
- سومشخص مفرد
- attains
- وجه وصفی حال
- attaining
- گذشته ساده
- attained
- اسم مفعول
- attained
به دست آوردن، کسب کردن، نایل شدن
To gain (an object or desired result).
Manoochehr attained his goals through hard work and trust in God.
منوچهر با کار شدید و توکل بر خدا به هدفهای خود رسید.
مترادفها: accomplish، achieve، get
رسیدن به، وصول به
To reach or come to, by progression or motion; to arrive at (a place, time, state, etc.).
Aunt Mehri attained the age of ninety.
عمه مهری به سن نود سالگی رسید.
رسیدن، به جایی یا حالتی رسیدن
To come or arrive, by motion, growth, bodily exertion, or efforts toward a place, object, state, etc.
They finally attained to the summit.
آنها سرانجام به قله رسیدند.
مترادفها: get، reach
دریافتن، فهمیدن، پی بردن به
To get at the knowledge of.
Through careful inquiry, the monk aimed to attain the knowledge hidden in the ancient manuscript.
از طریق پژوهش دقیق، راه به دانشی که در نسخه باستانی پنهان بود را در پی داشت.
مترادفها: ascertain
به پای کسی رسیدن، همسطح شدن با
To reach in excellence or degree.
Only the most gifted students could attain him in mathematics.
فقط با استعدادترین دانشآموزان میتوانستند در ریاضیات به پای او برسند.
مترادفها: equal
از پشت سر رسیدن، به کسی رسیدن
To reach a person after being behind them.
The pursuer attained the culprit before nightfall.
تعقیبکننده تا قبل از غروب آفتاب به مجرم رسید.
مترادفها: catch up with، overtake
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه attain را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.