دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ambiguity به فارسی
ابهام، دوپهلویی، گنگی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English ambiguite, from Old French ambiguite, from Latin ambiguitas; equivalent to ambiguous + -ity.
اسم
- جمع
- ambiguities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ابهام، دوپهلویی، گنگی
The state of being ambiguous.
Sometimes, ambiguity adds to the beauty of poetry.
گاهی اوقات ابهام زیبایی شعر را بیشتر میکند.
مترادفها: ambiguousness، imprecision، polysemy
متضادها: unambiguity
واژه یا سخن مبهم، چیزهای مبهم
An instance of this state; a word or statement that is open to more than one interpretation, especially if the meaning cannot be determined from the context.
The ambiguity in his statement confused everyone at the meeting.
ابهام در گفته او همه را در جلسه گیج کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ambiguity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.