دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی adversary به فارسی
حریف، خصم، هماورد، دشمن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English adversarie, from Anglo-Norman aversaire and Old French aversier, from Latin adversārius.
اسم
- جمع
- adversaries
- شمارشپذیری
- countable
حریف، خصم، هماورد، دشمن
An opponent or rival.
an adversary can become a source of bliss...
عدو شود سبب خیر...
مترادفها: villain، antagonist
متضادها: hero، ally
اصطلاحها و عبارتها
the Adversary
شیطان
The Devil; Satan.
He made a pact with the Adversary.
او با شیطان پیمان بست.
عبارتهای مرتبط
- the Adversary
- شیطان
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه adversary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.