دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی advertisement به فارسی
تبلیغ، آگهی تجاری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: advertizement
ریشهشناسی
From Middle French advertissement, from Latin advertere; equivalent to advertise + -ment.
اسم
- جمع
- advertisements
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تبلیغ، آگهی تجاری
A commercial solicitation designed to sell some commodity, service or similar.
The company placed an advertisement in the newspaper to promote their new product.
شرکت برای تبلیغ محصول جدید خود در روزنامه آگهی داد.
مترادفها: ad، advert
آگهی عمومی، اعلان
A public notice.
applications received as a result of our recent advertisement
تقاضانامههای دریافتی در اثر آگهی اخیرمان
توصیه، نشانه خوب بودن
A recommendation of a particular product, service or person.
The good manners and intelligence of the students are an advertisement for the school.
اخلاق خوب و هوش دانشآموزان خود تبلیغی برای مدرسه است.
بدنامی، شهرت بد
Notoriety.
His misdeeds brought him advertisement.
اعمال بدش برای او بدنامی به ارمغان آورد و نام او در بازار و دربار به زبانهای گوناگون پیچید.
در بازی رم گین، دور انداختن یک برگ از خال مورد نظر خود برای فریب حریف
In gin rummy, the discarding of a card of one's preferred suit so as to mislead the opponent into thinking you do not want it.
She intentionally made an advertisement to confuse her opponent.
او عمداً یک کارت را دور انداخت تا حریفش را گیج کند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه advertisement را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.