دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی advancement به فارسی
پیشرفت، پیشروی، پیشبرد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: advancemente obsolete؛ advauncement obsolete؛ advauncemente obsolete
ریشهشناسی
From Middle English avancement, Old French avancement, from advance + -ment.
اسم
- جمع
- advancements
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
پیشرفت، پیشروی، پیشبرد
The act of advancing; promotion to a higher place or dignity.
the advancement of learning
پیشرفت دانش
مترادفها: progression، improvement، furtherance
وضعیت پیشرفته بودن، حالت ارتقا
The state of being advanced.
The advancement of the project was impressive.
پیشرفت پروژه چشمگیر بود.
درجه پیشرفت، میزان پیشرفته بودن
How advanced something is.
The advancement of the technology was measured.
درجه پیشرفت فناوری اندازهگیری شد.
پیشپرداخت، پرداخت پیشین
An advance of money or value; payment in advance.
He received an advancement before starting the work.
او قبل از شروع کار یک پیشپرداخت دریافت کرد.
سهمالارثی که در زمان حیات ارثگذار به وارث بالقوه داده میشود، ارث پیشکی
Property given, usually by a parent to a child, in advance of a future distribution.
John received an advancement from his father before he passed away.
جان از پدرش قبل از فوت او، ارث پیشکی دریافت کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه advancement را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.