دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی venture به فارسی
کار مخاطرهآمیز، معاملهی قماری، ریسک
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Clipping of adventure.
اسم
- جمع
- ventures
- شمارشپذیری
- countable
کار مخاطرهآمیز، معاملهی قماری، ریسک
A risky or daring undertaking or journey.
He lost his fortune in two stock ventures.
ثروت خود را در دو معاملهی قماری سهام از دست داد.
مترادفها: enterprise، pursuit
واژههای خاصتر: business venture، joint venture
حادثهی غیرمنتظره، اتفاق پیشبینینشده
An event that is not, or cannot be, foreseen.
The outcome was a mere venture.
نتیجه صرفاً یک اتفاق غیرمنتظره بود.
مترادفها: accident، chance، contingency
چیزی که به خطر انداخته میشود، سرمایهی بهخطرافتاده
The thing risked; especially, something sent to sea in trade.
The venture was lost at sea.
کالای بهخطرافتاده در دریا گم شد.
مترادفها: stake
فعل
- سومشخص مفرد
- ventures
- وجه وصفی حال
- venturing
- گذشته ساده
- ventured
- اسم مفعول
- ventured
دست زدن به یک سفر یا اقدام مخاطرهآمیز
To undertake a risky or daring journey.
He ventured into the jungle alone.
او به تنهایی به دل جنگل زد.
به خطر انداختن یا پیشنهاد کردن
To risk or offer.
Nothing ventured, nothing gained.
نابرده رنج گنج میسر نمیشود.
جرات کردن، یارا داشتن
To dare to engage in; to attempt without any certainty of success.
I venture to say that 9000 people were present.
به جرات میتوانم بگویم که نههزار نفر آنجا بودند.
فرستادن یا قرار دادن در معرض خطر یا شانس
To put or send on a venture or chance.
He ventured a shipment to the West Indies.
او محمولهای را به خطر به هند غربی فرستاد.
اعتماد کردن به، تکیه کردن بر
To confide in; to rely on; to trust.
I venture my life on his honesty.
جانم را به صداقت او میسپارم.
چیزی گفتن، اظهار عقیده کردن
To say something; to offer an opinion.
He ventured an opinion at the meeting.
او در جلسه جرات کرد و نظرش را گفت.
اصطلاحها و عبارتها
at a venture
الله بختی، شانسی، بدون محاسبهی قبلی، همینجوری
At random; without previous calculation or thought.
He chose a book at a venture from the shelf.
او یک کتاب را الله بختی از قفسه انتخاب کرد.
عبارتهای مرتبط
- at a venture
- الله بختی، شانسی، بدون محاسبهی قبلی، همینجوری
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه venture را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.