دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی upheaval به فارسی

تغییر ناگهانی و خشونت‌آمیز، آشوب، دگرگونی شدید

بریتانیایی: /ʌpˈhiː.vəl/ آمریکایی: /ʌpˈhiː.vəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From upheave + -al.

اسم

جمع
upheavals
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

تغییر ناگهانی و خشونت‌آمیز، آشوب، دگرگونی شدید

Disruptive change, from one state to another.

the economic upheaval in the world

زیر و رو شدن وضع اقتصادی جهان

مترادف‌ها: seismic shift

۲.

بالاآمدگی شدید زمین، فرازکشی، زبرکش

زمین‌شناسی

The process of being heaved upward, especially the raising of part of the earth's crust.

The earthquake caused a massive upheaval in the landscape, creating new hills and valleys.

زلزله باعث یک فرازکشی عظیم در زمین شد و تپه‌ها و دره‌های جدیدی ایجاد کرد.

۳.

زیر و رو شدن، دگرگونی ناگهانی

A sudden violent upset, disruption or convulsion.

a political upheaval

دگرگونی شدید سیاسی

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه upheaval را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.