دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی upheaval به فارسی
تغییر ناگهانی و خشونتآمیز، آشوب، دگرگونی شدید
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From upheave + -al.
اسم
- جمع
- upheavals
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
تغییر ناگهانی و خشونتآمیز، آشوب، دگرگونی شدید
Disruptive change, from one state to another.
the economic upheaval in the world
زیر و رو شدن وضع اقتصادی جهان
مترادفها: seismic shift
بالاآمدگی شدید زمین، فرازکشی، زبرکش
The process of being heaved upward, especially the raising of part of the earth's crust.
The earthquake caused a massive upheaval in the landscape, creating new hills and valleys.
زلزله باعث یک فرازکشی عظیم در زمین شد و تپهها و درههای جدیدی ایجاد کرد.
زیر و رو شدن، دگرگونی ناگهانی
A sudden violent upset, disruption or convulsion.
a political upheaval
دگرگونی شدید سیاسی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه upheaval را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.