دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی upside به فارسی
بخش بالایی، طرف بالا، فرازسوی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From up + side.
اسم
- جمع
- upsides
- شمارشپذیری
- countable
بخش بالایی، طرف بالا، فرازسوی
The highest or uppermost side or portion of something.
The upside of the box is painted blue.
بخش بالایی جعبه به رنگ آبی رنگآمیزی شده است.
جنبه مثبت، نکته خوب
A favourable aspect of something that also has an unfavourable aspect.
The upside of the job is the flexible hours.
نکته مثبت این شغل ساعتهای انعطافپذیر است.
متضادها: downside
روند صعودی، افزایش
An upward tendency, especially in a financial market etc.
Analysts predict upside in the stock market.
تحلیلگران روند صعودی در بازار سهام را پیشبینی میکنند.
متضادها: downside
حرف اضافه
روی، بالای
On the top of.
He placed the book upside the table.
کتاب را روی میز گذاشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه upside را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.