دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی upside به فارسی

بخش بالایی، طرف بالا، فرازسوی

بریتانیایی: /ˈʌp.saɪd/ آمریکایی: /ˈʌp.saɪd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From up + side.

اسم

جمع
upsides
شمارش‌پذیری
countable
۱.

بخش بالایی، طرف بالا، فرازسوی

The highest or uppermost side or portion of something.

The upside of the box is painted blue.

بخش بالایی جعبه به رنگ آبی رنگ‌آمیزی شده است.

۲.

جنبه مثبت، نکته خوب

A favourable aspect of something that also has an unfavourable aspect.

The upside of the job is the flexible hours.

نکته مثبت این شغل ساعت‌های انعطاف‌پذیر است.

متضادها: downside

۳.

روند صعودی، افزایش

مالیه

An upward tendency, especially in a financial market etc.

Analysts predict upside in the stock market.

تحلیل‌گران روند صعودی در بازار سهام را پیش‌بینی می‌کنند.

متضادها: downside

حرف اضافه

۴.

روی، بالای

عامیانه

On the top of.

He placed the book upside the table.

کتاب را روی میز گذاشت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه upside را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.