دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unveil به فارسی
نقاب برداشتن، رفع حجاب کردن، نمایان کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: unvail obsolete
ریشهشناسی
From Middle English unveilen, equivalent to un- + veil, from Latin velum.
فعل
- سومشخص مفرد
- unveils
- وجه وصفی حال
- unveiling
- گذشته ساده
- unveiled
- اسم مفعول
- unveiled
نقاب برداشتن، رفع حجاب کردن، نمایان کردن
To remove a veil from; to uncover; to reveal something hidden.
The artist will unveil his new painting at the gallery tonight.
هنرمند نقاشی جدیدش را امشب در گالری رونمایی خواهد کرد.
مترادفها: expose، uncloak
رونمایی کردن، پردهبرداری کردن
To show, especially for the first time.
The car company is going to unveil the new sports car model next month.
شرکت خودروسازی ماه آینده مدل جدید ماشین اسپرت را رونمایی خواهد کرد.
نقاب از چهره برداشتن، خود را نمایان کردن
To remove a veil; to reveal oneself.
She unveiled at the ceremony.
او در مراسم نقاب از چهره برداشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unveil را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.