دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unpredictable به فارسی
غیرقابل پیشبینی، پیشبینیناپذیر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + predictable.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unpredictable
- صفت عالی
- most unpredictable
غیرقابل پیشبینی، پیشبینیناپذیر
Unable to be predicted.
The weather has been unpredictable lately.
آب و هوا اخیراً غیرقابل پیشبینی بوده است.
مترادفها: nonpredictable، vagabond
متضادها: predictable
اسم
- جمع
- unpredictables
چیز غیرقابل پیشبینی
An unpredictable thing.
Life is full of unpredictables.
زندگی پر از چیزهای غیرقابل پیشبینی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unpredictable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.