دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unprocessed به فارسی
فرآورینشده، پردازشنشده
بریتانیایی: /ˌʌnˈprəʊ.sest/ آمریکایی: /ˌʌnˈprɑː.sest/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + processed.
صفت
۱.
فرآورینشده، پردازشنشده
Not processed.
Eat more unprocessed foods.
غذاهای فرآورینشده بیشتری بخورید.
مترادفها: raw
متضادها: processed، ultra-processed
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unprocessed را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.